بالاخره ما هم باکلاس شدیم
سه شنبه 31 فروردین 1389 09:44 ب.ظ
هیچگاه فکر نمی کردیم که روزی دولتمردان به ما هم سال نو را تبریک بگویند اما چه کنیم که لطف همه شامل حال ما می شود. خداروشکر همچنان دموکراسی جمهوری اسلامی بر مملکت ما حاکم است و به این ترتیب در حق هیچ کسی ظلم نمی شود و مردم همچنان در آرامش کامل به سر می برند.
اما یک سوال و آن هم اینکه چرا باید وبلاگ ما مسدود می شد؟ ما نه مطالب سیاسی آنچنانی کار می کردیم و نه مطالب خاله زنکی!!! بهتر نبود به جای مسدود کردن ما سایت خادم نیوز را مسدود می کردید که به اسم آقا به هر کس و ناکسی توهین می کند؟
البته نباید از کنار بعضی پاچه خواران این دیار هم گذشت که واقعا نمونه خاص و عام هستند!!!
نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 | نظرات ()
فریدونکنار غرق در شکوفه های پرتقال و نارنج و نارنگی
سه شنبه 31 فروردین 1389 03:39 ق.ظ
این روزها همینکه از در خانه بیرون می روی بوی خوش شکوفه های درخت پرتقال و نارنج و نارنگی آدم را سرمست می کند. شکوفه هایی که قرار است در آینده ای نه چندان دور به نارنجی ترین میوه دنیا تبدیل شوند.
آری این روزها مازندران و فریدون کنار را به خاطر شکوفه هایش می پرستم و هر از چند گاهی دستم را دور یکی از آن تتی ها می گیرم و با تمام وجود بویش را استشمام می کنم. تتی (teti) همان اصطلاح مازندرانی شکوفه می باشد که به نظر بنده حتی از خود کلمه شکوفه هم زیباتر است.
گاهی اوقات با خود می گویم که چطور اهالی شهرستان هایی که درخت پرتقال ندارند به زندگی خود ادامه می دهند؟ اصلا مگر می شود بدون دیدن چنین فضایی به زندگی ادامه داد؟ شهرستانی ها جایتان خالی، واقعا که اینجا معرکه است. این شکوفه ها ندای چیز دیگری هم هستند، ندای شروع فصل کشاورزی. کشاورزانی که با تمام سختی ها و مشکلات روزگار دست و پنجه نرم می کنند اما به یمن دیدن چنین روزهایی همه آن مشکلات را فراموش می کنند و مشتاقانه به کار خویش ادامه می دهند.
مربای تتی هم یکی دیگر از شیرینی های این شکوفه ها می باشد. شکوفه هایی که پس از افتادن بر روی زمین توسط مادرهایمان جمع آوری می شوند تا به خوشمزه ترین مربای دنیا مبدل گردند. در تمام مازندران پیاده رو ها را با درخت نارنج می شناسند و اگر در جایی درختی غیر از این درخت مشاهده شود باعث تعجب همگان می شود و...
حالا دیدید چرا باید این شکوفه ها را پرستید؟
انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج!
منبع:
http://www.fereydonkenar.blogfa.com
نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 | نظرات ()
بالاخره روزنامه شرق به فریدونکنار هم رسید
سه شنبه 31 فروردین 1389 03:34 ق.ظ
بالاخره و پس از مدت ها دوباره وقت گران بهای خود را صرف رفتن به دکه روزنامه فروشی شهرمان کردم تا ببینم که آیا روزنامه شرق به دیارمان رسیده یا خیر که خوشبختانه با جواب مثبت روزنامه فروش مواجه شدم و سریع یک نسخه از آن را خریداری نمودم.
روزنامه شرق این بار به سردبیری احمد غلامی و با شکل و شمایلی شبیه روزنامه اعتماد چاپ می شود و در صفحه اول آن هم می توانید عکس هایی از رهبران اصلاح طلب از جمله محمد خاتمی را مشاهده کنید. البته بعید می دانیم که خیلی بتواند دوام بیاورد زیرا حتما تا چند ماه دیگر و به دلایل مختلف مجددا توقیف می شود. در ضمن شما می توانید در صفحه آخر این روزنامه مقاله های کوتاهی از عباس عبدی و صادق زیبا کلام را نیز مشاهده بفرمائید که با قلم زیبایشان آدم را به وجد می آورند.
قیمت روزنامه شرق هم اکنون 500 تومان می باشد و در 16 صفحه چاپ می شود. نکته جالب اینکه همانطور که از قبل حدس می زدیم این روزنامه سریعتر از بقیه روزنامه ها به فروش رسید و تقریبا ساعت 10 صبح، بنده جزو کسانی بودم که نسخه های پایانی آن را خریداری کردم و در پایان اینکه سایت روزنامه شرق هنوز راه اندازی نشده است.
منبع:
http://www.fereydonkenar.blogfa.com
نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 | نظرات ()
غلام شیشلول بند هم درگذشت
سه شنبه 31 فروردین 1389 03:29 ق.ظ

پیرمرد سیبیلوی همیشه برافروخته بد خلق شمالی بی کران دوست داشتنی هم از میان ما رفت.
چشم سرخ مهربان صورت پاکیزه سیرت …
خداحافظ ای شیشلول بند شب های روشن …
بدان که جای خالیت تا ابد پر شدنی نیست.
مطمئنم روحت شاد شاد شاد است.
نه غلام …؟؟؟
این متن، دوست داشتنی ترین متنی بود که در چند روز اخیر خوانده ام زیرا پس از خواندن آن احساس غریبی به آدم دست می دهد.
با تشکر از محمدرضا یزدان پناه در وبلاگ (بوی خاک)
در ضمن برای آشنایی بیشتر با کیومرث ملک مطیعی یا همان آقا غلام می توانید به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
منبع:
http://www.fereydonkenar.blogfa.com
نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 | نظرات ()
وقتی پول و قدرت همه چیز را تعیین می کند
سه شنبه 31 فروردین 1389 03:24 ق.ظ
"یک اعدامی در فریدونکنار" تیتر خبری بود که دیروز در وبلاگ روستای کوچک بیشه محله درج شد.
خلاصه ی این خبر به نقل از وبلاگ روستای کوچک بیشه به این شرح است:
امروز باخبر شدیم که یک مرد 30 ساله فریدونکناری به همراه یک همدست بابلسری و یک همدست کیاکلایی خود که در سال 85 اقدام به ربایش دختران و زنان جوان می کردند و پس از تجاوز به عنف و تهیه فیلم آنها را آزاد می کردند، صبح امروز ساعت 5 در میدان شهربانی بابلسر به دار مجازات آویخته شدند و پیکر این مرد که در قسمت تقریبا مرکزی شهر زندگی می کرد صبح امروز در شهر تشییع شد.
خب قبل از هر چیز باید به خانواده های این سه مرحوم تسلیت گفته و امیدواریم که خداوند از گناهان شان بگذرد. اما نکته جالب این قضیه این است که پس از تشییع جنازه فرد فریدونکناری، ایشان را در گلزار شهدای فریدونکنار دفن نمودند که واکنش های زیادی را نسبت به خود برانگیخته است. از مسئولین شهر گرفته تا مردم عادی همه به این موضوع اعتراض کردند اما هیچ کس نتوانست جلوی این اقدام را بگیرد، می دانید چرا؟ چون اینجا فریدونکنار است.
پی نوشت: البته باور ما بر این است که جسم انسان پس از مرگ فاقد هیچگونه ارزشی است و محل قبرش هم هیچ فرق به حال کسی ندارد اما مردم عادی و مذهبی ما چه؟ آیا آنها هم مانند ما فکر می کنند؟
منبع:
http://www.fereydonkenar.blogfa.com
نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 | نظرات ()
دزدان فریدونکناری باز هم آبرو ریزی کردند
سه شنبه 31 فروردین 1389 03:19 ق.ظدیروز ایمیلی برایمان ارسال شد که واقعا ما را شرمنده کرد. نمی دانیم چطور باید از دل این دوست عزیزمان در بیاوریم اما اگر دوستان پشنهادی دارند در بخش نظرات ما را راهنمایی کنند. با هم ایمیلی که وحید برایمان ارسال کرد را می خوانیم:
سلام. راستش باید بگم که اتفاقی وارد سایتتون شدم و نمی دونم چه کاره و از چه گروهی هستید اما بد نیست این مطلب رو بخونید:
بعد از امتحانات دانشگاه من و همسرم گفتیم برای رفع خستگی یه سری به شمال کشور بزنیم. روز دوم سفر بود که تو فریدونکنار روبروی بازار ماهی، کنار مسجد پارک کردم تا برم ماهی بخرم اما 15 دقیقه بعد برگشتم و نشستم داخل ماشین که دیدم تمام وسایلم از لپ تاب و دوربین گرفته تا لباسهای خانواده رو همشون رو آقا دزده با مرام فریدونکناری برده. جالب اینجاست که معاون کلانتری شهرتون پس از شنیدن این مطلب گفت : کار کار اون دزدایی هست که سمند طوسی دارند و همیشه اونجا سرقت میکنند. گفتم بابا دم شما گرم اگه وقت ندارید با رفقا چند روزی بیایم خدمتتون تا آقایون دزد رو دستگیر کنیم. معاون کلانتری هم در پاسخ گفت که دلت خوش آقا، از این طرف می گیریم دو روز بعد دوباره تو خیابونند. علی ایحال از ما که گذشت و مسافرت ما حروم شد اما اگه دستتون به جایی بنده لااقل یه دوربین اونجا که جای توقف مسافراست نصب کنید تا لااقل هموطن های دیگه اینجوری ضد حال نخورند. اگه شماره فرماندهی کل ناجای مازندران رو هم دارید برام ایمیل کنید گرچه بی فایده است و آب از سرچشمه گل آلوده .
من واقعا نمی دونم که چی باید بگم فقط اینکه ....
فقط اینکه اتاق گفتگو هم برای خالی کردن دق دلی دوستان افتتاح شد (لینکش هم اون بالاست)
منبع:
http://www.fereydonkenar.blogfa.com
نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
تبلیغات 


