تبلیغات
فریدونکنار - به لنگرگاه خوش آمدید - مطالب ابر فریدونکنار

قصر بیلیارد فریدونکنار را بیشتر بشناسیم

دوشنبه 10 خرداد 1389  04:45 ب.ظ

نوع مطلب :فرهنگی ،شهر فریدون کنار ،

واقعا سالن بیلیارد فضای جالبی دارد. چراغ های کم نور و تاریک سالن آدم را یاد کازینوهایی می اندازد که فقط در فیلم ها می توان دید.
وارد سالن که شدم ابتدا عکسی از فیلم معروف "بیلیارد باز" و "ادی خوشدست" را دیدم که پشت سر مدیر سالن چسبانده شده بود به دیوار و به او قول دادم که حتما آن فیلم را برایش ببرم زیرا خودش فیلم را ندیده بود. ابتدا کمی صحبت در مورد سایتمان و کاری که قرار است انجام دهیم و بعد هم چند عکس از سالن...


مدیر سالن: ببخشید این کاری که دارید می کنید هزینه ای هم برای ما داره؟ (این سوال را همه از ما می پرسند!)
من: نه خیر، کار ما کاملا شخصی بوده و در راستای معرفی شهرمون انجام میشه.
مدیر سالن: خب اونوقت چیزی هم گیر شما میاد؟
من: باز هم نه اما من واقعا این کار را دوست دارم و بعد کاغذ تبلیغاتی سایتمان را جلویش قرار دادم.
اصلا از نوع تبلیغات سایتمان مشخص است که کار ما شخصی است و به لطف پرینتر کوچکم و چند برگه آچهار کار تبلیغاتیمان را انجام می دهیم.
پس از کمی صحبت با آقا سعید (مدیر سالن) از او پرسیدم که چه زمانی حرفه ای ها در این سالن جمع می شوند و او هم در پاسخ گفت که معمولا شب ها و اوقات بیکاری، اما الان کلا سالن خلوت تر است و دوستان کمتر وقت می کنند که به اینجا بیایند.
در انتهای سالن در دیگری وجود داشت که منتهی می شد به یک باشگاه بدنسازی. رفتم تو تا اگر اجازه دهند چند تا عکس هم بگیرم که متاسفانه سالن تقریبا خالی بود. آنطور که دوستان تعریف کردند این باشگاه یکی از مشهورترین باشگاه های بدنسازی فریدونکنار می باشد و ...
اما آدرس سالن قصر بیلیارد: اگر از میدان ماهی به سمت ساحل (پلاژ) حرکت کنید بدون شک سالن بیلیارد را هم که بسیار شیک است می بینید...
در مورد قیمت بازی ها هم عرض شود که به ازای هر ساعت بازی ایت بال باید مبلغ 3000 تومان و هر ساعت بازی اسنوکر مبلغ 4000 تومان را پرداخت نمایید. ولی اگر بگویید که از طرف سایت لنگرگاه معرفی شدید احتمالا تخفیف هم خواهید گرفت!
در ضمن شماره تماس با این سالن 01125662601 می باشد که در صورت تمایل می توانید اطلاعات کافی را از خود آقای سعید سلحشور (مدیر سالن) دریافت نمایید.


نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:سه شنبه 11 خرداد 1389 | نظرات ()

برچسب ها: سالن بیلیارد ، فریدونکنار ،

پخش کردن کیک زرد در مساجد فریدونکنار و بلبشوی بنده!

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389  09:27 ب.ظ

نوع مطلب :اجتماعی ،شهر فریدون کنار ،

چند شب پیش و پس از رونمایی از سانتریفیوژهای نسل سوم توسط دانشمندان ایرانی، ابلاغیه ای به مساجد برخی از شهرستان ها (از جمله فریدونکنار) صادر شد مبنی بر اینکه جشنی را هم به مناسبت این دستاورد ملی برگزار نمایند. بنده که از قبل حدس زده بودم که حتما کیک و یا شیرینی هم درکار است لذا فرصت را غنیمت شمرده و رهسپار مسجد فاطمه الزهرای فریدونکنار شدم. ابتدا مراسم با سخنرانی یکی از آقازاده ها آغاز شد و همانطور که قابل پیش بینی بود کلی ما را به وجه آوردند و بعد نوبت رسید به قسمت پذیرایی. همه جمع که با هماهنگی قبلی شناسنامه های خود را به همراه آورده بودیم منتظر بودیم تا ببینیم که چگونه از ما پذیرایی می کنند و بعضی از حضار را هم دیدم که داشتند کمربندهای خود را شل می کردند و خود را آماده خوردن. در همین لحظه متولی مسجد از پشت تریبون اعلام کردند که همه حضار شناسنامه های خود را آماده کنند و من هم مانند بقیه در این فکر بودم که آخر شناسنامه برای چه؟
پس از چند لحظه از آشپزخانه کیک های زرد رنگ را آوردند و شروع کردند به پخش کردن آن اما قبلش بایستی شناسنامه ات را نشان می دادی. ولی آخر برای چه؟! دیدم که همه حضار به نوبت شناسنامه شان را نشان می دهند و کیک شان را دریافت می کنند. اما وقتی نوبت به بنده رسید، متولی مسجد ابتدا شناسنامه بنده را زیر و رو کردند و بعد هم گفتند که به من کیک نمی دهند!!! دلیلش را پرسیدم و در جواب گفتند که پس چرا رای ندادی؟! گفتم که آخر من هنگام انتخابات در محل تحصیل خود حضور داشتم و به همین دلیل دسترسی به شناسنامه نداشتم.
متولی مسجد هم در پاسخ گفت که این موضوع ربطی به ما ندارد و می خواستی که حضور داشته باشی. اما من که دست بردار نبودم هر چه قسم بلد بودم خوردم اما باز هم افاقه نکرد که نکرد. تا اینکه الزاما شخصا دست بکار شدم و با پر رویی هر چه تمام تر چندتا از آن کیک های زرد را برداشتم. حضار که از حرکت بنده داشتند شاخ در می آوردند اما من هم کم نیاوردم و در حالی که از جایم بلند شده بودم فریاد زدم که:
به خدا برنج امسال مان را فقط کیلویی 1600 تومان فروختیم و حالا هم گرسنه ام. خواهش می کنم که اینجوری نگاهم نکنید. من هم مانند شما خانواده دارم و حق زنده بودن، پس بی خیال مهر و امضاء من شوید و بگذارید کمی بیشتر از شماها بردارم.
متولی مسجد هم که دیگر کم آورده بود گفت خب رای ندادی به درک لااقل بگو طرفدار چه کسی هستی؟!!!
من فقط دهانم وامانده بود که او چه می گوید .........
پینوشت: اخیرا مدتی است که دنبال کار دولتی هستم و دریغ از همه ی مصاحبه های سیاسی – عقیدتی، مهر نداشتن شناسنامه بنده دردسرساز شده است. حالا از دوستان می خواهم که برایم توضیح دهند چه خاکی باید بر سرم کنم؟! آیا مهر شناسنامه را هم می توان مانند بقیه چیزها خریداری کرد؟


نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

برچسب ها: کیک زرد ، فریدونکنار ، مسجد فاطمه الزهرا ،

من حتی یک جوجه کشاورز هم نیستم

یکشنبه 5 اردیبهشت 1389  02:38 ب.ظ

نوع مطلب :شهر فریدون کنار ،خبرهای تصویری ،

مردم فریدونکنار این روزها در پی زمین های کشاورزی خود آنچنان مشغول هستند که مطمئنا حتی فرصت سر خاراندن هم ندارند.
بنده امروز متوجه شدم که حتی یک جوجه کشاورز هم نیستم و مطمئنا تمام کسانی که بنده را می شناسند هم همین فکر را در مورد من می کنند. در این چند روز اخیر که به همراه و البته اصرار پدر خود به سر زمین های کشاورزی مان رفتم، واقعا این موضوع برایم روشن شد که کشاورزی واقعا کار دشواری است. در واقع اینطور بگویم که کشاورزی آن هم در زمین های گلی کار هر کسی نیست و آدم خودش را می خواهد.

فریدونکنار در روزهای قبل از نشا                      فریدونکنار در روزهای قبل از نشا

به زور پای چکمه پوشم را از گل درمی آوردم و قدم به قدم پیش می رفتم تا اینکه یکی از صاحبان زمین بغلی تیکه ی بجایی بهم انداخت:
"ببینم مهندس حالا کار کردن سخت تره یا درس خوندن؟ " (یاد دوران دانشجویی به خیر)
من هم که دیگر رمقی برای راه رفتن نداشتم همانجا ایستادم و با لبخند تلخی جوابش را اینطور دادم که:
"راستی اگه بنزین گرون شه اونوقت کشاورزها می خوان چیکار بکنند؟ "
و صاحب زمین بغلی هم زد زیر خنده و اینطور توجیهم کرد:
"ببینم کشاورزها کی زندگی راحتی داشتند که این دفعه بخوان نداشته باشند؟ "

فریدونکنار در روزهای قبل از نشا                      فریدونکنار در روزهای قبل از نشا

واقعا جواب منطقی ای بود. هیچگاه فکر نمی کردم که اینگونه تحت تاثیر حرف یک کشاورزی قرار بگیرم که حتی یک کلمه هم سواد نداشت! اصلا کی گفته که باید درس خواند تا آدم حسابی شد؟ به نظر بنده کشاورزان این منطقه آنقدر انسان های شریفی هستند که اگر برنج را کیلویی 10 هزار تومان هم بخرند باز هم نمی توان حقشان را ادا کرد...
درود و خسته نباشید به همه کشاورزان این مرز و بوم.


نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 | نظرات ()

برچسب ها: فریدونکنار ، روزهای قبل از نشا ، عکس ،

مدرسه گاگول ها

پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389  12:11 ق.ظ

نوع مطلب :مدرسه گاگول ها ،اجتماعی ،

گاگول اول: فهمیدی فرماندار جدید فریدونکنار قول داده که رئیس جمهور بیاد شهرمون؟
گاگول دوم: نه بابا؟ ایول، دمش گرم. حالا بیاد چی میشه؟
گاگول اول: راستش نمی دونم ولی میگن مردم همه جمع میشن تا اونو ببینن! تازه خانم سپهری قول داده که برای ما هم یه مینی بوس کرایه کنه تا بریم ببینیمش.
گاگول دوم: خب اونوقت اگه بریم اونجا چیزی هم واسه خوردن می دن؟
گاگول اول: آره فکر کنم، وگرنه مردم واسه چی میرن اونجا؟ الاف که نیستن! حتما یه چیزی میدن دیگه.
گاگول دوم: راستی اون دفعه که بابام اومده بود دیدنم همش داشت به یکی فحش می داد. خدایا اسمش چی بود؟ احمدی... احمدی... آهان یادم اومد احمدی نژاد. ببینم تو میشناسیش؟
گاگول اول: آخه گاگول، احمدی نژاد همین رئیس جمهورمونه دیگه. واسه همین حرفهاته که بهت میگن گاگول!
در همین لحظه خانم سپهری سر می رسد و گاگول ها نیز طبق معمول و پس از دیدن او یک دعوای الکی راه می اندازند تا خانم سپهری آنها را از هم جدا کند!!! اما خانم سپهری که می داند دعوایشان تنها یک بهانه است بدون توجه به آنها از کنارشان رد می شود. در این لحظه گاگول ها که دیگر همه چیز را از دست رفته می بینند شروع می کنند به بد و بیرا گفتن علیه رئیس جمهور تا خانم سپهری به ناچار برای ساکت کردنشان شیرجه بزند وسطشان و به این ترتیب گاگول ها باز هم به هدفشان می رسند!!!
پی نوشت: خانم سپهری مدیر مدرسه گاگول ها است و گاگول ها هم می دانند که او یک خانم است. در ضمن به نظر می رسد که گاگول اول چندان هم گاگول نباشد.


نوشته شده توسط: میهن پرست | آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 | نظرات ()

برچسب ها: احمدی نژاد ، فریدونکنار ،